تبلیغات

خرید ساعت مچی

|

صفحات پاپ آپ popup window

بسیج انصار المهدی(عج) - خاطره ای از مسخره گرفتن ساواک توسط مقام معظم رهبری در سال42
    سخن امروز  : 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم*** به وبلاگ بسیج انصار المهدی(عج) خوش آمدید.

.:. معرفی وبلاگ .:.

سایت بسیج انصار المهدی(عج) تربت حیدریه برای ایجاد بستر فرهنگی و علمی و سیاسی در فضای مجازی تاسیس گردید. با آرزوی موفقیت و سربلندی برای همه مسلمانان




با تشكر : مرتضی فروتن تنها




.:.وصیتنامه شهدا.:.


.:. معرفی وبلاگ به دوستان .:.

نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما :
ایمیل دوست شما :


.:. خوراك وبلاگ .:.


مشترك خوراك وبلاگ شوید، تا هیچ مطلبی را از دست ندهید


.:. آمار وبلاگ .:.

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :






.:. امكانات وبلاگ .:.





.:. زبان های دیگر .:.

  1. خاطره ای از مسخره گرفتن ساواک توسط مقام معظم رهبری در سال42
    مربوط به موضوع : با خاطرات رهبری ,
    پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391

    مقام معظم رهبری در سال۱۳۴۲ از طرف امام ماموریت یافت سه پیام را به مایت الله خامنه ای در بازداشتشهد ببرد.سه پیامی که با محرم سرنوشت سازی که پانزده خرداد در آن اتفاق افتاد ارتباط داشت. پیام اول برای علماء خطباء و منبریها و سران هیاتهای مذهبی راجع به حمله به اسرائیل و مساله فیضیه. پیام دوم و سوم برای مرحوم آیت الله میلانی(رض) و یکی از علمای مشهد راجع به شروع مبارزه علنی از هفتم محرم.سهم مقام معظم رهبری شهرستان بیرجند بود.روز هفتم محرم با وجود اینکه وقت خیلی ضیق بود  روضه فیضیه را خواند  و این منبر در شهر خیلی صدا میکند وصبح روز نهم((روزتاسوعا))ایشان منبر داغی میروند و اوضاع به گونه ای می شود که عوامل رژیم به شدتنگران میشوند.با اینکه در روزهای تاسوعا و عاشورا معمولا روحانیون را دستگیر نمی کردند ولی از شدت وحشت ایشان را دستگیر می کنند . دو روزدر بیرجند نگه می دارند وسپس به مشهد برده و تحویل ساواک مشهد می دهند.ابتدا ایشان را به ساواک و از آنجا به زندان مخروبه در دژبان می برند که حتی از وسایل اولیه زندان هم محروم باشد .تهدیدهم می کنند ریش ایشان را خشک خواهند تراشید ولی بعد تصمیمشان عوض می شود وبا ماشین اصلاح محاسن ایشان را می تراشند.رهبر عزیز دراین باره می گویند:((پس از این کار هنگامی داشتم می رفتم صورتم را بشویم ستوانی متکبر و خودخواه شروع به تمسخر کرد وبا خنده بلند می گفت: ((دیدی ریشت را تراشیدم))

     

    با آرامش گفتم:((بد هم نشد خیلی وقت بود چانه ام را ندیده بودم))و  معلوم است که این به مسخره گرفت ساواک و فشارهای آن چقدر رژیم رادر هممیشکندو تحقیرش می کند.))

    منبع:کتاب گلهای باغ خاطره




    آخرین ویرایش: دوشنبه 14 فروردین 1391 02:55 ب.ظ

    | نظرات () | نویسنده : مرتضی فروتن تنها

.:. صفحات وبلاگ .:.



.:. لینك باكس .:.


*** وبمستر عزیز به منظور افزایش بازدید وبلاگتان، لینك وبلاگتان را به لینك باكس ارسال كنید ***